تبليغاتX
فقه، تئوری اداره انسان از گهواره تا گور

فقه، تئوری اداره انسان از گهواره تا گور

حضرت محمد صلی الله عليه و آله

 

إسْمَعُوا وَ أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الْأمْرَ، فَإنَّهُ نِظامُ الاْءسْلامِ

 

گوش بفرمان باشيد و از كسي كه خدا او را به حكومت منصوب كرده اطاعت كنيد زيرا اين مسئله موجب نظم يافتن و استواري اسلام است.

 

امالى مفيد:ج1، ص14، ح2

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1390ساعت 15:45  توسط جليل محبي  | 

جمله اي با آيت الله مصباح ...

ديشب در مهماني خانوادگي مان همه جمع بودند. همه حزب الهي هاي فاميل کمتر پيش مي آيد جمع خالص بزرگ مثل ديشب. هميشه افرادي پيدا مي شوند که وحدت شکن اند. اما ديشب همه هم داستان با انقلاب بودند. سخن نافرمي نمي شنيدي...

تا اينکه حرف انتخابات پيش آمد. عرض چند دقيقه دو جبهه فاميلي تشکيل شد. جبهه متحد و جبهه پايداري!...

يکي خدمات وزارتي آيت الله مهدوي را زير سوال مي برد ويک عملکرد آيت الله مصباح را...

 يکي آيت الله مصباح را مطهري زمان مي ناميد يکي آيت الله مهدوي را نور چشم امام...

 يکي هاشمي را محصول حمايت آيت الله مهدوي مي دانست يک احمدي نژاد را آدم آيت الله مصباح...

يکي از سابقه انقلابي آيت الله مهدوي مي گفت يکي از علم و سواد آيت الله مصباح...

يکي آيت الله مهدوي را متهم به حمايت از ساکتين فتنه مي کرد يکي آيت الله مصباح را زمينه ساز رشد  جريان انحرافي...

يکي ... يکي ...

غم سنگيني به دلم نشست. گفتم کاش دستم به اين دو بزرگوار مي رسيد مي گفتم بين حزب الهي ها چه فتنه اي به پا شده است. دشمن غير اين مي خواهد؟ حضرت آقا به مردم مي گويد وحدت داشته باشيد. امام بر وحدت کلمه تأکيد مي کرد. خُب با اين وضع چه مي توان کرد. دشمن خوشحال از اين وضع نيست؟ اگر اين دو بزرگوار نمي توانند پشت پرده سنگ هايشان را وا بکنند؟ چه انتظاري از مردم هست؟ چگونه پاسخ بايد داد شبهات مردم را؟

اگر اين دو بزرگوار اين دو جريان را هدايت نمي کردند. به راحتي هر دوجبه را رقيب انتخاباتي مي دانستيم و معرفي مي کرديم. حال چه کنيم؟

با خودم مي گفتم کاش مي شد يکي پيدا مي کرديم تدبيري مي انديشيد. ديدم همان که بايد تدبير کند همين عزيزانند...

من که شاگرد مکتب دانشگاه امام صادق (ع) هستم از سلم و انعطاف حضرت آيت الله مهدوي به کمال آگاهم و يقين دارم ايشان به دنبال رفع و حل مشکل اند.

با خود گفتم  ياداشتي بنويسم و از آيت الله مصباح خواهشي کنم.

حضرت استاد! حزب الهي ها تازه از درگيري طايفه اي با حمايت سبز بيرون آمده اند تازه فاميلي هاي گسسته از هم به خاطر انتخابات هشتادو هشت دوباره در حال قوام گرفتن است. تازه به هم پريدن ها و اخم تخم هاي سياسي فروکش کرده است. شما را به روح امام موجب نشويد اختلافي ديگر اين بار ميان خودمان به پا شود....

+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت 13:19  توسط جليل محبي  | 


به نام خدا

1_ آزادي بيان در شرع مقدس اسلام، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قوانين اساسي بسياري از کشور هاي دنيا به رسميت شناخته شده است. ارزشي والا که از کرامت انساني نشأت مي گيرد و از باب صلاح ملک و مملکت کارکردي ارزشمند دارد. اين ارزش در اسلام نه از باب صرف حق که از جهت وجويي شرعي در قالب امربه معروف و نهي از منکر به رسميت شناخته شده است. وجويي نه مانند ساير واجبات که مهمترين آنها و ضامن بقاي ساير احکام دين حتي مهمتر از ستون اين نماز بر آن تاکيد شده است. امر به معروف و نهي از منکر که به نام امروزي آزادي نقدو بيان شناخته مي شود در اصل هشتم قانون اساسي از سه جهت« مردم به مردم» ,«مردم به دولت» ,«دولت به مردم» شناسايي گرديده و در اصل قانون اساسي سازوکار و قيود آن مشخص شده است.  في الواقع در قانون اساسي جمهوري اسلامي آزادي بيان در جهت اعتلاي همه ارکان اقتصادي, فرهنگي, سياسي و اجتماعي به عنوان ابزار امر به معروف و نهي از منکر کارکردي ديني و اسلامي دارد. هرچند ممکن است«بياناتي» که در راستاي اعتلاي فرد و جامعه نبوده لکن« ضرري» هم به«منافع ملي» اعم از احکام اسلام, تماميت واستقلال کشور نداشته و کارکرد صحيح قواي کشور را مختل ننمايد يا در راستاي اهداف بيگانگان نباشد, به رسميت شناخته شود. ازين رو ميتوان«بيان» را به سه گروه تقسيم نمود:  1_ «بيانات»‌ واجب و ضروري كه براي اصلاح امور کشور و تصحيح امور حاکمان گفته مي شود و در راستاي اعتلاي ملک و دين کارکردي سازنده دارد. 2_«بيانات» ممنوع که به منافع ملي و حاکميت اسلام و استقلال کشور ضربه مي زند. 3_«بيانات» مباح که در راستاي اهداف اسلام و قانون اساسي نيست اما ضرري نيز به آن وارد نمي کند. اگر بخواهم براي تقريب به ذهن مثالي بزنم رمان «آرميا» نوشته رضا امير خاني را از دسته اول, داستان بوف کور صادق هدايت و رمان مسخ کافکا از دسته دوم و بسياري از رمان هاي بي خاصيت که امروز به چاپ مي رسند را در دسته سوم قرار مي دهم. 2_حکومت ها«بدون استثناء» نيازمند نقادي و برشمردن عيوبشان در سطوح مختلف کشور از صدر تا ذيل هستند. از عالي ترين درجه يعني تذکر به مومنين«فذكر ان الذكري تنفع المومنين» تا منع و جلوگيري از«اقدامات مسولين اجرايي و تقنين کشور» که ممکن است ضايعات جبران ناپذيري به بار آورد. براي مثال بنده بارها به مسولين متعددي در کشور از قواي مقننه و قضاييه تذکر داده بودم که قوانين کيفري موجود بازدارندگي لازم را براي مفاسد بزرگ اقتصاددي ايجاد نمي کند و تشديد مجازات ها و جرم انگاري هاي جديد لازمه امروز است. لکن تاثيري در کسي نکرد و آنچه بايد مي شد در فساد اخير اتفاق افتاد. نتيجه اينکه نقد و برشمردن عيوب قابل رفع مسولين و عملکردشان , به نفع خود مسوولين, جايگاهشان و مسوليتشان است. در مقابل تمجيدهاي ناروا و تملق گويي هاي فساد انگيز و پوشاندن عيوب در آنجا که نبايد پوشانده شود, موجب مخفي شدن فساد و تعفن زير پوستي آن مي گردد که بعضاً فرد را به جراح هاي عميق و اساسي محتاج مي سازد. براي مثال اگر به نقد هاي سازنده اصول گرايان در دولت نهم توجه و در دهان متملقين چا پلوس زده مي شد شايد امروز جريان انحرافي بر گرده ما سوار نبود... 3_حکومت ها«بدون استثناء» اجازه بيان سخنان «براندازانه» نمي دهند. خواه لائيک باشند خواه الهي, خواه ليبرال باشند خواه ايدئولوژيک, خواه دموکراتيک, خواه سلطنت خواه... از اين جهت حکومت ها يک تفاوت فرعي با يكديگر دارند: و آن اينکه هرچه حکومت قويتر و بر دشمنان چيره تر باشد و هر جه امکان از بين رفتن «اصل» سيستم حکومتي کمتر باشد, آزادي بيان بشتري اعطا مي شود و هرچه حکومت نو پا تر بوده و دشمنان برانداز داخلي يا خارجي قويتري داشته باشد مواظبت بيشتري از "ترويج" افکار مخالف مي کند. حکومت هاي غربي از انقلاب کبير فرانسه تا امروز همينگونه بوده اند. از انقلاب فرانسه که پس از دستگيري و محاکمه لويي شانزدهم, وقتي وي قصد ايراد سخنان در پاي چوبه دار داشت با زدن طبل از سخنراني او جلوگيري بعمل آمد و تا امروز که نظام سرمايه داري آمريکا وقتي«copitalism» را در چالش مي بينند اينترنت را محدود مي کند, معترضان را دستگير مي کند و در رسانه ها از پخش اخبار راجع به جنبش نود و نه درصدي       جلوگيري مي کند. اين رفتار از«بناء عقل» به حساب مي آيد زيرا که هيچ حکومتي به وجود نيامده که ازبين برود. در شرع مقدس نيز با براندازان به عنوان باغي«جنگ» مي شود و تا زماني که سازمان مرکزي آنان باقي مانده, همگي به اشد مجازات محکوم مي شوند. 4_ در بند اول "بيانات واجب" را بياناتي دانستم که براي اصلاح امور کشور و تصحيح امور حاکمان لازم است. اين بيانات علاوه بر آنکه از روي نيت خالص بوده و از حقد و کينه بدور است و علاوه برآنکه با آگاهي کافي از امور و دور از«جهالت خبري» اتفاق مي افتد بايد توسط اشخاص صالح و داراي سابقه خوب اتفاق افتد و الا بياناتي خواهد بود از نوع دوم(ممنوع) يا سوم(مباح). براي مثال من سخنان عماد افروغ در برنامه پارک ملت هفته گذشته را از نوع اول«بيانات» نمي دانم زيرا فردي که دنبال اصلاح امور کشور است و روشنفکرانه امور کشور را رصد کرده و عيوب آن را به سمع صاحبان آن مي رساند لاجرم انسان جامعي است. نه آنکه در زماني مانند فتنه 88 زماني که «خواص تحميل گر جامعه» بدنبال خوردن رأي پا برهنگان روستاها و شهر هاي دور افتاده بودند و رهبري را در ضيق فشارهاي خود قرار بودند سکوت کند و زبان به نقد راست و چپ سلطنت طلب و توده اي نچرخاند و در زمان گزيدن سرزنش کنندگاني مانند علايي و نوري زاد آب به آسياب دشمن بريزد. نيت صالح نقد اگر مفقود باشد نقد گزينشي انجام مي شود. با مرور مصاحبه هاي چند سال گذشته آقاي افروغ ذات نقد هاي ايشان که رو به چه کسي است روشن مي شود... والعاقل يكفيه الاشاره  «ادامه دارد»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 16:29  توسط جليل محبي  | 

احراز صلاحيت هر از چند گاهی با نزدیک شدن به زمان انتخابات و به خصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی، بحث احراز صلاحیت ها بالا می گیرد و به نظر می رسد آنچه می تواند درهیجانات سیاسی، حقیقت را حفاظت و اذهان را آگاه نماید، پایبندی به ادله و مبانی است. بنابراین در نوشتار حاضر بر آن خواهیم بود تا ضمن پایبندی به مبانی و قواعد دانش حقوق, مسئله ای سیاسی شده و در کانون توجهات قرار گرفته تأیید و عدم تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس را مورد واکاوی قرار دهیم. قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و معیارهای مندرج در ماده 28 این قانون مبنای ارزیابی و تحلیل مسئله تأیید یا عدم تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس خواهد بود. به موجب ماده28 ضروری خواهد بود افرادی که قصد نامزدی در رقابت انتخاباتی مجلس را دارند واجد اوصاف ذیل باشند: معتقد و ملتزم به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ تابعیت ایرانی؛ ابراز وفاداری نسبت به قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه؛ داشتن حداقل مدرک تحصیلی لازم؛ برخورداری از سلامت جسمی لازم؛ داشتن حداقل30 سال تمام و مسن تر از 75 سال نبودن عدم سوء شهرت در حوزه انتخابیه. بر این اساس داوطلبین اعلام نامزدی انتخاباتی لازم است، اولا ثبوتاً واجد اوصاف پیش گفته باشند و ثانیاً بتوانند بواسطه ارائه ادله و شواهد، وجود ثبوتی این شرایط را اثبات نمایند. البته ممکن است گفته شود با توجه به پذیرش اصل برائت در نظام حقوقی ما، اصل براین است که همه داوطلبین علی الاصل واجد چنین اوصافی هستند مگر آنکه خلاف آن اثبات گردد. بنابراین داوطلبین تکلیفی به اثبات اتصاف خود به این اوصاف ندارند بلکه این ناظرین هستند که باید اثبات نمایند داوطلبی ثبوتاً واجد اوصاف پیش گفته و بر این اساس مانع از حضور او در عرصه رقابت های انتخابی شوند. به نظر می رسد قائلین به این قول آنچنان در حال و هوای سیاست و رقابت های سیاسی پروبال گرفته اند که دیگر تعلقی به موازین عقلی و استدلال های علمی ندارند. چه آنکه در نظام حقوقی ما اصل برائت در دو ساحت اصولی و کیفری ملاک عمل می باشد. اندک فهمی از دانش اصول، آشکار خواهد نمود که اصل برائت از جمله اصول عملیه ای است که به مکلف کمک می نماید در مواردی که قطع در موضوع دارد ولی به حکم آن مشکوک است اصل را برائت ذمۀ خود در تکلیف گذاشته و عمل نماید. حال آنکه مسئله ما در ماده 28 نه استنباط حکم بلکه دقیقاً احراز موضوع حکم است براین اساس اصل برائت اصولی مجرا نخواهد بود. اما اصل برائت در حقوق کیفری اگرچه ریشه در برائت اصولی دارد ولی می تواند به جهت اشتهار و دلالت مختص به خود به صورت مستقل بحث و تدقیق گردد. بنابراین می توان گفت کارکرد اصل برائت آن خواهد بود که اگر جرمی به جهت برخی شواهد به متهمی منتسب است ولی دلالت انتساب قطعی نبوده و متهم نیز منکر انتساب مذکور باشد باید بنابر اصل برائت فرد مذکور مجرم شناخته نخواهد شد و ذمه او نسبت به تحمل آثار مجرمیت مبرا خواهد بود انعکاس اعلی این اصل در نظام قانونی را می توان در اصل 37 قانون اساسی ملاحظه نمود که به موجب آن اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. براین اساس به نظر می رسد در مسئله بررسی صلاحیت آن هنگام که ملاک بررسی ها ماده 28 قانون انتخابات باشد اصل برائت مجرایی نخواهد یافت چه آنکه در این اصل اتهامی متوجه کسی نمی باشد تا بخواهیم مجازاتی را بر او بار نماییم بلکه قانون گذار احراز یکسری شواهد ثبوتی را برای اعلام نامزدی انتخابات شرط دانسته است و تا زمانی که احراز شرایط مذکور اثبات نگردیده است مشروط به جواز نخواهد یافت. برای آنکه بیشتر به تباین مجرایی برائت کیفری و لزوم احراز شرط برای تحقق مشروط به واقف شویم کافی است به مسئله شهادت شهود در محاکم و از جمله در محاکم کیفری توجه نماییم براین اساس با توجه به اینکه از جمله شروط معتبر دانستن شهادت شهود به عنوان بینه احراز عدالت شاهد است لذا اگرچه متهم می تواند برای اثبات بی گناهی خود در فرض عدم کفایت ادله اتهام به اصل برائت استناد نماید ولی در صورتی که بخواهد شهادت شاهدی به عنوان بینه مثبته بی گناهی او در دادگاه استماع گردد باید عدالت شاهد را برای دادگاه اثبات گردد. بنابر مراتب فوق خالی از وجه نخواهد بود اگر تمسک به اصل برائت در نفی ضرورت احراز شروط مندرج در ماده 28 قانون انتخابات را ادعایی ظاهر الفساد بخوانیم. البته لازم به ذکر است اگر مسئله احراز و رد صلاحیت ها را در چارچوب ماده 30 قانون انتخابات مجلس مورد کنکاش قرار دهیم آنگاه استناد به اصل برائت مجرا خواهد بود. همچنین ممکن است ادعا شود بنابر اصل 23 قانون اساسی «تنفیش عقاید ممنوع است…» لذا از آنجایی که برخی از موارد مندرج در ماده 28 ماهیتاً ریشه در عقاید و دیدگاه های ارزشی افراد دارد و با توجه به اینکه نباید قوانین عادی را به نحوی تفسیر و اجراء نمود که با اصول قانون اساسی تعارض داشته باشد باید وجود و احراز شروط مذکور را مفروض انگاریم مگر آنکه خود داوطلب بر نفی این فرض اقرار نماید یا آنکه بینه و ادله آشکاری همچون عملکرد علنی او دلالت بر چنین فرضی داشته باشد. بر این اساس گفته شده حکم نمودن به ضرورت تحقیق و بررسی توسط نهاد ناظر, و تکلیف داوطلب برای اثبات وجود این موارد برای ناظر، دقیقاً معارض اصل 23 قانون اساسی و منع تفتیش عقاید است. در پاسخ به ایراد پیش گفته می توان استدلال نمود اصل 23 قانون اساسی حکم را علی الاصل مقرر نموده است لیکن به نظر می رسد مجرای اعمال اصل مذکور، موضوع بررسی و احراز صلاحیت کاندیداهای شامل نخواهد شد. چرا که اصل مذکور ناظر بر مواردی است که به صورت اولیه بخواهند درخصوص عقاید افراد واکاوی و تفتیشی انجام دهند و اصولا در این تفتیش ها، شناخت عقاید افراد موضوعیت خواهد داشت. حال آنکه مسئله ضرورت احراز شایستگی و امانت افراد که برای وانهاد امانات به ایشان از جمله اصول عقلایی و از الزامات زیست بشری به حساب می آید موضوعاً از شمول این اصل خارج است. بنابراین از آنجایی که شرکت در انتخابات به منزله اعلام آمادگی فردی برای قبول امانت و تصدی امر نمایندگی مردم و مشاورت حکومت اسلامی است و این منصب اراده و تصمیم او را بر جان مال و اعراض دیگران می نماید عقلاً ضروری خواهد بود وجود یکسری از اوصاف حداقلی در ایشان احراز و انگاه به عرصه رقابت های انتخاباتی وارد شوند به همین دلیل است که بنابر جعل قانون گذار اقدام فرد برای داوطلبی انتخابات مجلس مشروط به احراز وجود یکسری شرایط و اوصاف شده است و باید گفت مسئله بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس نه تخصیصاً که تخصصاً از شمول اصل 23 قانون اساسی خارج است. به منظور اثبات بداهت ضرورت احراز شروط امانت داری و صلاحیت در افراد متصدی امر دیگری و خروج موضوعی این مسئله از شمول حکم منع تفتیش عقاید کافی است به یک مثال ساده توجه شود. فرض کنید که والدینی به قصد تربیت فرزندان خود قصد دارند فردی را به استخدام درآورند و فرزندان خود را به او بسپارند طبیعتا این استخدام و منافع حاصل از آن می تواند منجر به اعلام داوطلبی برخی برای قبول این مسئولیت گردد. در این بین ضرورتی که به جهت انجام یک انتخاب آگاهانه، هدفمند و تا جای امکان خالی از اشتباه، غیر قابل انکار خواهد بود، نیاز به تحقیق و بررسی درخصوص اخلاق و عقاید افراد احتمالی داوطلب می باشد و هر عقلی سلیمی چنین الزامی را تأیید و و از آنجایی که این تدقیق با هدف احراز شایستگی افراد و نه صرفاً ارزش گذاری عقاید ایشان انجام می شود تعارضی با اصل 23 قانون اساسی برای آن تصور نخواهد نمود. اما نکتۀ دیگری که باید عمیقاً مورد توجه واقع شود آن است که اگر ناظران و مسئولین ذی صلاح، اقدام تحقیق و بررسی به منظور احراز اوصاف موضوع ماده 28 قانون انتخابات نمودند لیکن علی رغم فحث و جستجوی لازم وجود شرایط مذکور برای ایشان محرز نشد و البته علم بر نفی آن شرایط نیز کسب ننمودند چه باید کرد؟ در این موارد از آنجایی که ادله در احراز علم و شناخت حکم مسئله کفایت ننموده است باید به اصول علمیه رجوع نمود. ممکن در این وضعیت گفته شود بنابر اصل برائت با عنایت به عدم احراز رد صلاحیت(عدم حصول علم بر نفی صلاحیت داوطلبین)، باید صلاحیت داوطلبین را تأیید نمود. به نظر می رسد دیدگاه مذکور عمیقاً محل مناقشه باشد چه آنکه همانطور که گفته شده مجرای اصل برائت رفع شک در استخراج حکم است حال آنکه حکم مسئله حاضر بنابر مواد قانونی مربوط مشخص و آشکار است ولی موضوع متعلق حکم مذکور که احراز تحقیق شرایط موضوع ماده28 می باشد محل شک است. بنابراین مسئله محل مناقشه موضوعی است ونه حکمی، و از آنجایی که موضوعات و امور جان جز ذات احدیت همه حادث ومسبوق به عدم می باشند لازم است اصل را بر “عدم” حدوث وقوع آنها قرار دهیم مگر آنکه وقوع آنها اثبات گردد. بنابراین اقتضاء اصل “عدم” آن خواهد بود که در صورت شک در تحقیق اوصاف موضوع ماده 28، باید عدم وجود این اوصاف را فرض نمود و تا زمانی که بنا بر ادله، علم بر تحقق ثبوتی آنها تحصیل ننموده ایم به استناد عدم احراز شرایط از تأیید صلاحیت داوطلبین مذکور خود داری نمایند. چراکه شرط اعلام نامزدی وجود این شرایط بوده است و تا زمانی که وجود شرط احراز نشود مشروط به یعنی صلاحیت نامزد شدن محقق نخواهد شد. اصل عدم صلاحیت در حقوق عمومی از همین قاعده نشأت می‌گیرد. اما نکتۀ قابل ملاحظه آن است که شرط مندرج در بند5 ماده28 قانون انتخابات مجلس (نداشتن سوء شهرت درحوزه انتخابیه) برخلاف دیگر شروط موضوع این ماده ماهیتی سلبی دارد به همین جهت تسری حکم گفته شده نسبت به این بخش از ماده محل مناقشه به نظر می آید. درحقیقت جنس این شرط سلبی است و تنها لازم است پس از تحقیق و بررسی لازم علم بر ثبوت سوء شهرت فرد حاصل نشود. لیکن در سایر موارد مندرج در ماده 28 لازم است شروط مذکور احراز و علم قطعی بر تحقق آنها کسب شود. بنا بر مراتب پیش گفته می توان ادعا نمود پس از انجام بررسی های لازم توسط مسئولین ذی ربط در چارچوب ماده28 قانون انتخابات مجلس، یکی از سر حالت ذیل به عنوان نتیجه و حاصل انجام بررسی های لازم متصور است. 1-     رد صلاحیت، به این معنا که مسئولین مربوط علم قطعی و یقینی بر فقدان شرایط موضوع ماده 28 در فرد داوطلب کسب نموده باشند که در این صورت فرد حق شرکت در انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتی را نخواهد داشت. 2-     تأیید صلاحیت، این معنا که نتیجه تحقیقات انجام شده اثبات می نماید که شرایط مندرج در ماده 28 در فرد داوطلب متعین می باشد و بنابراین فرد به واسطه تحقق شرایط، حق شرکت در رقابت های انتخاباتی را کسب می نماید. 3-     عدم احراز وجود صلاحیت، به این معنا که ناظران علی رغم انجام تحقیقات گسترده سلباً و اثباتاً نتوانسته اند در خصوص شرایط موضوع ماده 28 علم قطعی کسب نمایند در این حالت از آنجایی که با توجه به توضیحات پیش گفته احراز صلاحیت و شایستگی افراد برای شرکت در انتخابات منوط به احراز و تعیین اوصاف مذکور در فرد می باشد داوطلب مذکور تأیید صلاحیت نخواهد شد. لازم به ذکر است عدم تأیید صلاحیت افراد اگر چه ماهیتاً به منزله رد صلاحیت ایشان نخواهد بود لیکن از حیث آثار و اینکه فرد امکان شرکت در رقابت های انتخاباتی را نخواهد داشت یکسان می باشد. + نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 14:19  توسط جليل محبي  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 14:27  توسط جليل محبي  | 

بسمه تعالي

فتنه هشتادو هشت هر چند هزينه سنگيني از منظرسياسي، اقتصادي وفرهنگي به جامعه تحميل نمود، لکن موهبتي بزرگ براي نظام به ثمر آورد و آن شناخت دشمنان داخلي و حلقه ها و ارتباطات آنها با آمريکا، صيهونيسم و دشمنان خارجي بوده است.

نتيجه اي که اگر نظام با برنامه ريزي درصدد دست يافتن  به آن بود  وقت و هزينه اي کلان از دستگاه هاي امنيتي مصروف مي داشت. در حالي که امروز سران مرتبط با بيگانه توسط مردم شناخته شده و به راحتي تحت و رصد نيروهاي انقلاب قرار گرفته اند. مردم شريفي نيز که عمدتاً نا آگاهانه به حمايت از اين  عده دست زده بودند، درنهم دي ماده 88 خود را در جريان سيل ملت قرار دادند.

اما اکنون هر چند سران فتنه از حمايت مردمي بي بهره مانده و منزوي شده اند، لکن نبايد دشمن را مأيوس شده دانست که به تعبير حضرت امير عليه السلام: دشمن غافل از کسي که خوابيده است، نيست.

امروز جريان انحرافي شکل گرفته در بخشي از حاکميت به دنبال تثبيت قدرت خود و محکم کردن جاي پاي خود در بدنه نظام است. دروغ پردازي ها و فسادها و توجه به نزديکان سياسي اين گروه در مدت زمان اخير نشان داده است که اين گروه صرفاً به دنبال قدرت سياسي است واز هيچ گونه معرکه گيري براي کسب قدرت نمي هراسد. ديدار ليدر اين جريان با بدنه جريان فتنه براي جذب آراي آنان و ايراد سخناني که خوشايند اعضاي پايين دستي فتنه گذشته است، نشان گر همين امر است. از اين رو امکان واحتمال سوء استفاده از احساسات مردمي توسط جريان انحرافي بسيار محتمل است که اين دقيقاً خواسته دشمن خارجي و سران خارج نشين فتنه است که به اين وسيله با ملتهب کردن فضا، ماهي خود را از آب گل آلود صيد کنند. در چنين شرايطي ضمن دقت دستگاه هاي مسئول در احراز صلاحيت هاي اعضاي سفيد و خاموش هر دو گروه، وظيفه سنگين آگاه سازي مردم را توسط رسانه ها ايجاب ميكند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1390ساعت 18:4  توسط جليل محبي  | 

1024x768

به نام خدا

سلام بر همه دوستان

چند ماهي است وبلاگي براي نشر انديشه هاي حضرت آقا درست كرده ام كه به كمك دوست عزيزم آقاي مجتبي جاويدي به روزش ميكنم. اگر جمله اي از مقام معظم رهبري داشتيد كه خواستيد منتشر كنيد، به ايميل من ارسال كنيد تا در وبلاگ بگذارم. منبع آن را حتماً بنويسيد.

مخلص شما

جليل محبي mohebby@gmail.com

آدرس وبلاك حضرت آيت الله خامنه اي:

http://alihoseinikhamenei.blogfa.com/

sg

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 11:51  توسط جليل محبي  | 

حنان از پدرش سدیر شنید که می گفت:

روزی امام صادقعلیه السلام فرمود: «سدیر! آیا هر روز قبر حسین عليه السلام را زیارت می کنی!؟»

گفتم «فدایت شوم؛ نه.»

فرمود «چقدر شما جفاکارید! پس حتماً هر جمعه زیارت می کنید!»

گفتم «نه.»

فرمود «پس حتماً هر ماه زیارت می کنید!»

گفتم «نه.»

فرمود «پس حتماً هر سال زیارت می کنید!»

گفتم «معمولاً اینطور است.»

فرمود «چقدر شما در حق حسین(ع) جفا کارید!

آیا نمی دانی که خداوند دوهزار هزار ملکِ تشنه و غبارآلود دارد

که دائم مشغول گریه و زیارت قبر حسین(ع) اند!؟

آن وقت تو ای سدیر! چه شده که هر جمعه پنج بار، و هر روز یکبار او را زیارت نمی کنی!؟»

گفتم «فدایت شوم؛ فاصله بسیار زیادی میان ما و قبر اوست.»

فرمود «بر پشت بام رو! به راست و چپ روی کن؛ سپس روی به آسمان کن؛ و بعد روی به سوی قبر او کن و بگو «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ». با این کار، اجرِ زیارت قبر او برای تو مکتوب خواهد شد. و اجر هر زیارت، معادل یک حج و یک عمره است.»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 11:58  توسط جليل محبي  | 

در پي اتفاقات بازي پرسپوليس و داماش گيلان و اقدام ناشايست محمد نصرتي و شيث رضايي دو بازيکن تيم فوتبال پرسپوليس، مسئولان اين باشگاه در نامه‌اي به آيت‌الله مکارم شيرازي سؤالاتي را در مورد اشاعه اين اقدام انجام دادند.

متن سؤال و جواب ارائه شده به شرح زير است:

سؤال: همان گونه که استحضار داريد چندي قبل در مسابقه ورزشي دو تن از بازيکنان يک تيم فوتبال مرتکب عملي خلاف و اخلاق گرديدند. حال با توجه به مسائل مانحن فيه سوال از مظهر آن مرجع عالي مقام اين است که آيا اقدام به اشاعه و پخش تصاوير اين عمل قبيح بعد از بازي و بزرگ‌نمايي آن چه منجر به توليد تصاويري خلاف اخلاق و رد‌وبدل شدن بلوتوث‌هاي مختلف ميان عموم مردم جامعه و استفاده ابزاري رسانه‌هاي بيگانه شده است مصداق اشاعه فحشا مي‌باشد يا خير؟

آيت‌الله مکارم شيرازي جواب مسئولان باشگاه پرسپوليس را به شرح زير دادند:

بسمه‌تعالي
شک نيست آنچه در اين جريان واقع شده بسيار زشت و زننده و عفت عمومي را جريحه‌دار کرده و نه تنها از نظر اسلامي قبيح حتي از جهات انساني متعارف نيز کار زشت و ناپسندي بوده و عکس‌العملي که جناب رويانيان در مقابل آن نشان داده بجا و به موقع بوده و دليلي بر احساس مسئوليت از ناحيه اوست. ولي بدون ترديد نشر و اشاعه اين گونه مسائل موافق شريعت اسلامي نيست و همه رسانه‌ها و توده مردم بايد در اين گونه موارد از نشر و اشاعه بپرهيزند و براي پيشگيري از تکرار اين گونه حوادث ناگوار در آينده بايد باشگاه‌هاي ورزشي به همان اندازه که به مهارت‌هاي ورزشي اهميت مي‌دهند به مسائل اخلاقي نيز اهميت دهند تا ورزشکاران عزيز ما مانند ورزشکاران قديم که هر کدام نمونه‌اي از اخلاق و انسانيت و حافظ عفت عمومي بودند، باشند و به تماشاچيان محترم نيز توصيه مي‌کنيم از هر گونه تعبيرات زشت در مورد تيم‌هاي پيروز يا شکست‌خورده بپرهيزند و اگر کساني مرتکب اين کار مي‌شوند آنها را به ورزشگاه‌ها راه ندهند تا فضاي ورزشگاه‌ ما معطر به اخلاق اسلامي و انساني گردد.

هميشه موفق باشيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1390ساعت 13:38  توسط جليل محبي  | 

روز گذشته در بازي پرسپوليس و داماش گيلان اتفاقاتي افتاد که حتي صحبت کردن درباره آن شرم آور است. بطوريکه تصاوير آن در پخش زنده براي تمام دنيا پخش شد. البته همان طور که انتظار مي رفت اين تصاوير از تلويزيون مجددا پخش نشد تا بيش از اين به آبروي ورزش کشور لطمه نخورد.


اما اتفاقي عجيب تر زماني افتاد که خبرنگار بيست و سي شب گذشته طوري درباره موضوع اطلاع رساني کرد که آن دسته از افرادي که اين افتضاح را از تلويزيون نديده بودند تحريک شدند تا هرطور شده به ويديو و حواشي موضوع دست پدا کنند.


خبرنگار خارج از گود بخش خبر بست و س با بي ادبي تمام به نحوي اذهان مردم را تحريک نمود که امروز در هر دکان و کلاس دانشگاه و اداره اي که رفتم حرفش برسر زبانها بود. بازيکنانان پرسپولس اشتباه کردند و سرجايش بايد مجازات شوند. اما انعکاس چنن اتفاقات در لگ برتر فوتبال اران در برنامه ا مثل بست و س آن هم بطورکه لحن خبر بشتر جنبه تبلغ موضوع داشته باشد تا تاکد بر انجام عمل دور از شان جامعه هرگز توجه ندارد.



در ان گونه موارد باد خطاب به تلوزون گفت: جناب صدا وسيما! چرا مثل مگس فقط روي گند ها مي نشيني؟



بخاطر دارم وقتي اشاعه فحشاي ديگري در صدا وسيما اتفاق افتاده بود، در مقاله ا محاکمه نمادين براي آثار رئيس و معاون سيما انجام دادم، عالم و آدم زنگ زدند و شکايت از ما

اين گند کاري عظيمي که به اسم آزادي بيان و نقد و نظر انجام مي شود، اشاعه منکرات و زشتي هاست، تابلو کردن بي اخلاقي هايي است که آيات وروايات متعدد بر پوشاندن آن تأکيد فراوان دارند.



چه بايد کرد با آدمهايي که مي خواهند رئس جمهور شوند؟ قدرت طلبي و کسب آراي مردم موجب شده يکي از مردم اسرائيل حرف بزند، يکي جلوي اجراي طرح عفاف وحجاب رابگيرد، ديگري از خوانندگان زن قبل از انقلاب تقدير کند، يکي درمقابل فتنه و خيانت به کشور سکوت کند، دگر در مقابل انحراف ساکت باشد و يکي هم هرچه دم دست دارد از رسانه پخش کند که ديگران به او بگويند: که اين چه آزادي انديش داراي وسعت نگاهي است...

سالها قبل گزارش گر فوتبالي حرف بسيار زشتي هنگام گزارش زنده بر زبان راند. امروز اکثرت مردم آن اشتباه گزارشگر را فراموش کرده اند. اما شب گذشته خبر بيست و سي كاري كرد كه حركت زشت عده اي تا مدت ها بر زبان ها خواهد گشت. و لابد فردا شب اين تصاوير توسط برنامه نود تجزيه و تحليل شده و سطل گنداب زشتي ها، بارها هم خواهد خورد و بوي متعفنش همه جا را خواهد گرفت.

روزي پيامبر اسلام صلي الله و عليه وآله به علي عليه السلام فرمودند اگر شخصي را در حال زنا ببيني چه ميكني؟ فرمود با لباسم او را ميپوشانم. حضرت فرمود: لافتي الا علي...

چه بايد كرد نمي دانم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1390ساعت 16:47  توسط جليل محبي  | 

به نام خدا

چند وقتي است روي به حافظ خواني و تفأل به اشعار او آورده ام. حال خوبي به انسان دست مي دهد بعد از يك روز كاري خسته كننده... . خصوصاً اگر نيتي كرده باشي و حافظ هم بزند وسط خال! ديروز بعد از ظهر جمعه نيتي كردم در باره رهبر عزيز انقلاب، امام خامنه اي، ايده الله. شعري با مضمون بسيار زيبا آمد. حيفم آمد آن را برايتان نخوانم...

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست              

چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی                

 او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک          

لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست

خال مشکین که بدان عارض گندمگون است            

سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست  

دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران چه کنم           

با دل مجروح که مرهم با اوست

با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل            

کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست  

حافظ از معتقدان است گرامی دارش                 

زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 10:55  توسط جليل محبي  |